آرشیو مطالب : مکتب

خانه قدیمی ما

از دار دنیا، از میراث اجدادی فقط همون یک قلعه، یا یک خانه قدیمی را داشتیم. هر سال چندین بار به شوق اینکه خانه اجدادی مان آنجاست و قبور خاندانمان نیز، به این روستا می رفتیم. دیدنش برای من سراشر شوق بود. با این که جنگل ها خشک شده بودند و حتی بسیاری از چشمه [...]

مطالعه متن کامل : خانه قدیمی ما

پیره مرد و دختر ؛ قشنگترین دختری که من دیدم

مطالعه متن کامل : پیره مرد و دختر ؛ قشنگترین دختری که من دیدم

لحظه لحظه تا فرار از مدرسه

لحظه لحظه تا فرار از مدرسه عنوان مطلب را از کتاب “فرار از مدرسه” اثر “عبدالحسین زرین کوب” که درباره شرح حال “امام محمد غزالی” است گرفته ام. *** دوران راهنمایی هم گذشت، و من در مدرسه ای به نام : “دکتر علی شریعتی” ثبت نام کردم، گویی به آزادی بیشتری دست یافته بودم، دیگر [...]

مطالعه متن کامل : لحظه لحظه تا فرار از مدرسه

آتش های فریب

نا امید شدم برادر و چه می تونستم بکنم؟ قدرتی بر روی جهان آمد که در جامعه ی توحید ،باز همان بت ها پنهان شده بود و در معبد و محراب الله همه آن آتش های فریب برافروخته شده بود و باز همان چهره های فرعونی که قارونی که تو برادر خوب می شناسی و [...]

مطالعه متن کامل : آتش های فریب

آری برادر، چنین شد

منبع : دکتر علی شریعتی …این است که برادر بعد این پنج هزار سال از ترس ان معبدها که تو میشناسی و من میشناسم از ترس ان بناهای عظیم که تو قربانیش شدی و من قربانیش و از ترس ان قدرتهای وحشتناک ، من اکنون …برادر!

مطالعه متن کامل : آری برادر، چنین شد