لحظه لحظه تا فرار از مدرسه
جمعه ۳۰ مرداد ۱۳۸۸- نظرات (۲)
لحظه لحظه تا فرار از مدرسه
عنوان مطلب را از کتاب “فرار از مدرسه” اثر “عبدالحسین زرین کوب” که درباره شرح حال “امام محمد غزالی” است گرفته ام.
***
دوران راهنمایی هم گذشت، و من در مدرسه ای به نام : “دکتر علی شریعتی” ثبت نام کردم، گویی به آزادی بیشتری دست یافته بودم، دیگر مدیران [...]
آتش های فریب
دوشنبه ۲۲ تیر ۱۳۸۸- نظرات (۱۲)نا امید شدم برادر و چه می تونستم بکنم؟ قدرتی بر روی جهان آمد که در جامعه ی توحید ،باز همان بت ها پنهان شده بود و در معبد و محراب الله همه آن آتش های فریب برافروخته شده بود و باز همان چهره های فرعونی که قارونی که تو برادر خوب می شناسی و [...]
ادامه مطلبِ : آتش های فریبآری برادر، چنین شد
چهارشنبه ۳ تیر ۱۳۸۸- نظرات (۲۴)منبع : دکتر علی شریعتی
…این است که برادر بعد این پنج هزار سال از ترس ان معبدها که تو میشناسی و من میشناسم از ترس ان بناهای عظیم که تو قربانیش شدی و من قربانیش و از ترس ان قدرتهای وحشتناک ، من اکنون …برادر!
راهبه ؛ فاحشه
سه شنبه ۲ تیر ۱۳۸۸- نظرات (۷۹)یکی
با نماز
یکی با درد
شاید که در روح
هر کسی سایبانی برای
روح من است
چه فاحشه
چه راهبه