آرشیو مطالب : پندار نیک

ای غریبا مرد…

سیمایش را می بینم، مظلومانه نگاهم می کند، هر لحظه که نگاهش می کنم او نیز نگاهم می کند، سالهاست این نگاه معصوم سخت پریشانم کرده است.. ندایی دارد که نمی توانم بشنوم. سخت به خود گرفته ام ، پیچیده ام، آن آمبولانس که مرده ای را می کشید. خاطرات سوزناک بسیاری برایم زنده کرد. [...]

مطالعه متن کامل : ای غریبا مرد…

روزها

روزهاست دیگر حرفی برای گفتن ندارم، آن شوق ها و آن صداها کم کم در حال گم شدن شدند و من من کم کم در حال تغییری که نمی دانم نتیجه ای دلخواه خواهد داد یا نه، آن قبل ها فکر می کردم هر تغییری که در نحوه تفکرم بدهم مساوی است با نابودی خود، [...]

مطالعه متن کامل : روزها

خویشاوندان دفن شده ام

منم در این گورستان…

مطالعه متن کامل : خویشاوندان دفن شده ام

لحظه لحظه تا فرار از مدرسه

لحظه لحظه تا فرار از مدرسه عنوان مطلب را از کتاب “فرار از مدرسه” اثر “عبدالحسین زرین کوب” که درباره شرح حال “امام محمد غزالی” است گرفته ام. *** دوران راهنمایی هم گذشت، و من در مدرسه ای به نام : “دکتر علی شریعتی” ثبت نام کردم، گویی به آزادی بیشتری دست یافته بودم، دیگر [...]

مطالعه متن کامل : لحظه لحظه تا فرار از مدرسه

در خلوت زرتشت

ای مزدا تو را با اندیشه خودم درک کرده ام که تویی سر آغاز که تویی پدر مَنِش که تویی آفریننده راستی که تویی سرور کارهای این جهانی اشو زرتشت

مطالعه متن کامل : در خلوت زرتشت